معماری
خانه » دریچه ای رو به شعب و نمایندگان » دیدگاه همکاران درباره ماهانامه آیینه پاسارگاد

دیدگاه همکاران درباره ماهانامه آیینه پاسارگاد

دیدگاه همکاران پاسارگادی

همان طور که می دانیم ماهنامه «آیینه پاسارگاد» با تلاش در جهت انجام رسالت اصلی خود که همان اطلاع رسانی اخبار و اطلاعات است قصد دارد مفاهیم موضوعی خاصی را از طریق بیان روایی مطالب نظم و نثر ترویج دهد.

در این راستا از شما درخواست نمودیم با بیان تأثیر معنوی این مطالب بر روح و شخصیت خود و همچنین تأثیر راهبردی در محیط کار ، ما را در بهره برداری از فرهنگ غنی کشورمان حمایت کنید. در خصوص مطالبی که در شماره آبان ماه به چاپ رسیده بود، شما عزیزان برداشت های خود را از شعر «گرگ»،حدیث پیامبر«ص»،  «پدیده زایگارنیک» و «رفتار کارکنان در واحدهای پرداخت خسارت اتومبیل» بیان نموده اید. اکنون می توانید نظرات افرادی که عقاید خود را برای ما ارسال کرده اند را بخوانید.

* محمد علی مدرسی عالم – رئیس اداره پایگاه داده ها

۱- پروردگارا ! طبیب درد کسی است که درد را آفرید

با مرور چند باره این سخن دریافتم

 این نجوای کسی است

که حبیب را طبیب می داند

درد و راز عشق را می شناسد

سرشکسته کهنه کار کوچه معشوق است

دل در گرو نهاده و خرمن سوخته است

می شناسم احساسش را !

او را طلب می کند

او که حرمانش چشاند

او که خرامان رفت و بار غمی سنگین بر دلش نهاد

او که باز آمدنش مرهم همه زخم های دل است

او که درکنارش به ساغر و می نیاز نیست

آری چه خوب بود اگر روی درچهره اش می کشید و بازوش در بغل می گرفت. وقتی در سفر درازی که برای تدارک جنگ در پیش داشت به گورستان محل دفن مادرش رسید، دستور توقف داد. از مرکب پیاده شده ، به سمت مقبره مادر شتافت و سر بر سنگ گذاشت و… با صدای بلند گریست و بازهم گریست ، گریستن از مرز دقایق گذشت، به ناچار عمر پیش قدم شد و بازوهایش گرفت و درگوشش به نجوا خواند : محمد بس است !

۲- آفرین به فریدون مشیری که چنین شجاعانه  راز آفرینش بشر را به نقد می کشد. فریدون مشیری سخن از گرگ های نفس اماره  می کند. گرگ هایی چون گرگ شکم باره گی ، گرگ شهوت ، گرگ انتقام جویی ، گرگ منیت ، گرگ قدرت طلبی  ، گرگ پول پرستی ، همه را در نفس اماره خود پرورش میدهیم و مارال انسانیت ، مهربانی، برابری، عدالت و.. نفسه لوامه را به مسلخ جهالت و بی خبری می فرستیم. اما :من و شما و همه بارها شنیده ایم که : نیش عقرب نه از ره کین است  اقتضای طبیعتش این است

آری چنین است که مجاب گشته ایم راز بقای جانوران در تبعیت از قانون طبیعی زنجیره غذایی  در چارچوب تنازع بقا نهفته است. و از این روست که با وجود ادعای پوچ فطرت پاک انسانی ، ناچار به دعوت همه جانبه و مستمر به تزکیه ، زهد وپرهیزگاری هستیم.

به یاد دارم که چندین سال پیش در راه مدرسه ، توجه ام به خانه جلب شد که  انبوهی از جمعیت در آن ازدحام کرده بودند. وقتی علت را جویا شدم ، معلوم شد که پدر خانواده همسر وسه فرزند بی گناهش را در پی برملا شدن رابطه پنهانی و نامشروع مادر خانواده  سربریده است . وقتی او را دست بند بسته می بردند ، سرش پایین بود ولی درچهره اش آثار غروری بی جا از جهالت و تعصب موج می زد. گویی که شعله های گرگ صفتی،  از پس اعتقادات به اصطلاح شرافتی انسانی اش  زبانه می کشد.

۳- با پدیده تئوری زایگارنیک کاملاً موافقم و معتقدم که انسان هرچیزی را به آسانی بخاطر بسپرد به آسانی فراموشش می کند ! در حیوانات نیز یادگیری به صورت شرطی انجام می گیرد. یعنی برای یک سری عملیات به خصوص اگر چه زمان به خاطر سپاری به طول انجامد و نیازی را برطرف کند  روند یادگیری بهبود بیشتری خواهد یافت. اما با نکته راهبردی ذکر شده مخالفم : خاطرم هست که پروفسور هشترودی نابغه ریاضی ایران در درس ریاضیات تجربی تأکید فراوان داشت که هر چه بیشتر از ظرفیت حافظه خود استفاده کنید و خود نیز حافظ را حفظ کرده بود و قرآن را از حفظ می خواند.

* جمشید عبدی – کارشناس صدور شعبه ارمغان

۱- هر چند خوبی و بدی از ابتدای آفرینش جهان و انسان، همه جا و همه زمان وجود داشته است و غالب خوبی و بدی ها هم کاملاً نسبی اند. از همین روست که به تعداد آدم های روی زمین ، خوب و بد تعریف می شود و بعدش هم در نظام ارزشی شان درجه بندی می شود. البته ناگفته نماند که چیزی به نام قانون و قدرت مانع تداخل و تزاحم این خوب و بدی های نسبی می شود!

مطمئناً نمی توان گفت که انسان چندین «نفس» و چندین «خود» دارد! چراکه در درون او یک چیز بیشتر وجود ندارد و آن نفس انسانی است و این نفس انسانی فقط درجات مختلفی دارد و یا حالت های مختلفی به خود می گیرد. یکجا نفس انسان به حدی از کمال می رسد که گویی خدا از او راضی است پس این نفس انسانی به نفس مرضیه تعبیر می شود.

یک جایی نفس انسان به حدی از شکوفایی می رسد که از عالم غیب به او الهام می شود، که به این حالت از نفس، انسانی می گویند. تعریف ها و تقسیم هایی که از نفس انسان می کنند نفس ملهمه گفته می شود. فقط تببین و بازشناسی گونه های مختلفی از حالات و روحیات انسانی است که نفس لوامه گفته می شود. از طرف دیگر نمی توان گفت که همه انسان ها دارای مراتب متعالی چون «نفس ملهمه»، «نفس لوامه»، «نفس مرضیه»، «نفس انسانی» هستند.

۲- رفتارمشتری مدارانه درانجام وظایف، امروزه بسیار مورد توجه بیمه گر ان قرار گرفته است. برخی تصورمی کنند که مشتری مداری یعنی احترام و حفظ حرمت بیمه گذاران از نظر اخلاقی و همچنین رفتاری مودبانه با آن هاست، درحالی که این اصول اخلاقی مقدمه مشتری مداری است.در صنعت بیمه مشتری مداری یعنی این که بر اساس نیاز مشتری و درکم ترین زمان به نیاز مشتری درعملیات صدور بیمه نامه و همچنین در موارد بروز خسارت پاسخ داده شود و رضایت وی با پوشش خطرات احتمالی و جبران واقعی خسارت جلب شود. باعث تأسف است وقتی واحدهای صدور بیمه نامه با مشتریان خود به صورت»مشتری یک بار مصرف» رفتار می کنند و پیوندی پایدار و نیرومند ایجاد نمی شود. در امر خسارت نیز که بهترین زمان برای بازاریابی و جلب و جذب مشتری است کارمند ممکن است با رفتار غیرحرفه ای موجب عدم رضایت مشتری و در مواقعی باعث قطع دائم رابطه مشتری با بیمه گر شود. چنین رفتاری از عوارض ضعف اخلاق حرفه ای در یک شرکت بیمه شمرده می شود. رفتارحرفه ای با مشتریان فقط به بخش خسارت خلاصه نمی شود، بلکه کارمندان حسابداری، تدارکات، روابط عمومی ، حتی تلفن چی و نگهبان را نیز شامل می شود.

*سعید عطایی – کارشناس خسارت شعبه شهرضا

۱- امروزه در شرکت های خدماتی ارائه محصول متناسب با جامعه و شرایط ایده آل آن جزئی کوچک از آن بوده و پیشرفت شرکت های بیمه و گرفتن سهمی از بازار هدف مستلزم ارائه خدمات پس از فروش و عمل به تعهدات می باشد که در شرکت های بیمه ای پرداخت خسارت خصوصأ اتومبیل که ویترین شرکت بیمه می باشدکه مهم ترین اصل قبل از کیفیت ارائه خدمات و خسارت چگونگی برخورد اولیه واحد خسارت و ارتباط با زیان دیده و پیگیری و بررسی سریع و پرداخت خسارت (بادقت و کیفیت تمام ) و در یک جمله حیات شرکت بیمه مستلزم ارائه خدمات پس از فروش محصول می باشد .

۲- ابتدا هیچ کاری را شروع نمی کنیم و در صورت شروع حتمأ به نتیجه برسانیم هیچ گاه کاری یا پرونده ای را نیمه تمام نمیگذاریم و انجام چندین کار باهم سبب تقسیم بازدهی بین کارها می شود و حتی اگر تمرکز بر انجام یک کار باشد و چندین کار نیمه تمام داشته باشیم همانند انجام چند کار در یک زمان بوده و دقت و بازدهی کار پایین می آید خصوصا در بررسی پرونده های خسارت این اصل کاملاً صدق می کند البته همیشه در هر کاری استثنا نیز وجود دارد .

پیشنهاد :

قطعاً مسئولین شرکت بیمه پاسارگاد که از کادری  بسیا ر با تجربه و فنی و با دانش بیمه ای فوق العاده و آینده نگری تشکیل شده و تصمیمات طبق دلایل و ضوابط جهت کمک به رشد و پیشرفت و آینده شرکت اتخاذ می گردد و قطعاً صحیح می باشد و اینجانب کوچک تر از آن می باشم که در این زمینه اظهار نظر نمایم لذا فقط پیشنهاد کوچکی جهت ارزیابی و استنباط دانش خودم را به محضرتان ارسال می نمایم لذا خواهشمندم در صورت صلاحدید انتقال دهید.

همان طور که گفته شد امروزه اکثریت افراد جامعه به واسطه استفاده از اتومبیل با شرکت های بیمه و خدمات آن آشنا می شوند و در چندین سال پیش برای افراد جامعه بیمه شخص ثالث مهم ترین بیمه بوده و تمایل چندانی بین مردم جهت انجام بیمه نامه بدنه نبود ولی امروزه اکثریت اقشار جامعه جهت انجام بیمه شخص ثالث و بدنه به صورت هم زمان یاتکی مراجعه کرده و بیمه نامه بدنه به یک  الزام  تبدیل شده است و با توجه به شرایط بیمه بدنه شرکت سبب عدم تمایل به خرید بیمه و سایر خدمات بیمه می شود لذا بیمه نامه اتومبیل اولین بیمه ای می باشد که سبب آشنایی افراد جامعه با شرکت بیمه و از طرفی سایر خدمات در کنار این ویترین معرفی و به فروش می رسد و در زمینه جذب مشتری و گسترده کردن فروش مشکل اساسی می باشد و اگر شرکت بیمه را یک انسان فرض کنیم که توانایی بسیاری دارد بیمه نامه شخص ثالث و بدنه اتومبیل هر دو پاهای آن می باشد که اگر از ناحیه یکی از پاها دچار نقص عضو باشد این شخص می تواند به هدف خود برسد اما در مقایسه با فرد سالم نیاز به زمان بیشتر و در مسیرهای دشوار با مشکلاتی دست و پنجه نرم می کند و حتی شاید این مسیرهای ناهموار سبب پیش آمدن مشکلات بیشتری شود و از رسیدن به هدف عقب تر بماند لذا پیشنهاد می گردد درخصوص بیمه های بدنه سواری تصمیمات حمایتی اتخاذ گردد.

* محمد فرخنده كلات – کارشناس امور مالی شعبه مشهد

منظور از گرگش را در اندازد به خاک یعنی رهایی انسان از خوی حیوانی،خشم و شهوت است و عادات زشت غیر انسانی بازی انسان با خوی حیوانی تنها بک بازنده دارد وآن خود انسان است ، راه حل نه در ارضای افسار گسیخته‌ خشم و شهوت حیوانی است و نه در سرکوبی و مرگ آن که امکان‌ناپذیر است، بلکه خلاص نسبی آدمی در تقویت فرایند خودآگاهی‌ همراه با انضباط است. به رسمیت شناختن غرایض و هیجانات همراه با آن، و مهار خودآگاهانه‌شان راهی انسانی‌تر و متمدنانه‌تر از سرکوبی و خشونت نسبت به غرایز است. بنابراین اگر بخواهیم تصویر درستی از شعر گرگ ارایه دهیم بهتر است به‌جای: هرکه گرگش را در اندازد به خاک، رفته رفته می‌شود انسان پاک، بگوییم:

هرکه گرگش را در اندازد به خاک، رفته رفته می‌رود از شور و حال

*سیدعلیرضا سیدی -کارشناس صدور شعبه قم

مغز انسان تکالیف ناقص وگنگ را در مقایسه با تکالیف کامل و شفاف ، به مدت طولانی تری به خاطر می سپارد، چرا که سعی می کند با فکر کردن به آن ها رفع ابهام کند و به یک رضایت درونی برسد. هرچه بهم ریختگی و کارهای ناتمام در اطراف مان بیشتر باشد تمرکزمان کمتر خواهد بود.

هر کار ناتمام تمرکز و عملکرد ما رابه شدت کاهش می دهد. لازم است به محض این که چیزی ذهن ما را درگیر می کند آن را به سر انجام برسانیم و گر نه ذهن دائم انرژی صرف می کند. برای مثال ارشمیدس هنگام یافتن جرم حجمی بود . او هنگام کشف این مسئله در حمام بود ولی به مجرد این که جواب را یافت از شوق یافتن جواب، برهنه از حمام بیرون دوید و فریاد زد یافتم یافتم. یعنی حتی در حمام هم ، ذهن ارشمیدس در حال خرج انرژی جهت حل مسئله جرم حجمی بود.

ما نباید برای ذهن از عمد ابهام آفرینی کنیم تا ذهن انرژی ما را خرج آن ها کند. چون ما به ذهن و انرژی آن نیازهای ضروری بیشتری داریم و باید صرفه جویی کنیم. هنگامی که با دیگران برخورد می کنیم نباید از جملات دو پهلو و گنگ استفاده کنیم. تا افراد مجبور به اشغال کردن ذهن شان با آن ها شوند. فرهنگ ما به خاطر ملاحظاتی، از این برخوردها و صحبت ها زیاد دارد.

سعی کنیم به صورت شفاف با یکدیگر و بدون رودربایستی صحبت کنیم تا طبق پدیده زایگارنیک، انرژی های ما خرج ابهام زدائی ها نشود . تعارفات را حذف کنیم . و رفتارمان را پیچیده و گنگ نشان ندهیم . سئوالات دیگران را به وضوح جواب دهیم . تا از به هدر رفتن انرژی ها به صورت افراطی در این زمینه جلوگیری گردد .

 سعی کنیم کارهای ناتمام را اولویت بندی کنیم و روی کاغذ بنویسیم و تک تک به آن ها بپردازیم تا پرونده شان بسته شده و از ذهن خارج شوند. خواهید دید ذهن چقدر خالی تر می شود.

از باز کردن همزمان چندین کار اصلی و فرعی بپرهیزیم. پرداختن موازی به چند فعالیت بهره وری مغز را کاهش می دهد.

اتاق خانه، محل کار و هر محیطی که قرار می گیریم را مرتب و منظم کنیم.

شفاف حرف بزنیم و از دام افرادی که گنگ و با کنایه صحبت می کنند، بپرهیزیم.

با سئوال پرسیدن و شفاف سازی از قضاوت و نتیجه گیری خود محورانه خودمان را رها کنیم و گرنه ذهن ناخودآگاه ما خودش به دنبال پیدا کردن جواب می گردد که بسیار فرساینده و انرژی بر است.

 

مطلب پیشنهادی

تدبیر هوشمندانه شعبه بروجرد در بررسی پرونده خسارت

شعبه بروجرد و تدبیری هوشمندانه در بررسی پرونده خسارت آتش سوزی در پی اعلام وقوع …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *